محمد مهدى ملايرى
364
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
زمان خسرو انوشيروان مىتوان ديد و اهميت نظامى آن را هم در اخبار همان لشكركشى كه اجمالى از آن در جلد اول همين كتاب گذشت « 1 » به خوبى مىتوان دريافت . و اگر درنظر گرفته شود كه اين بندر در نزديكى صحراى عربستان قرار داشته و جايى آباد و پرثروت هم بوده و بدينسبب ، هم خود اين بندر ، و هم كاروانهايى كه از راههاى مختلف صحرا و شمال و جنوب عربستان به آنجا رفت و آمد مىكردهاند پيوسته مورد طمع و احيانا تجاوز قبايل باديهنشين عرب مىبودهاند ، بهتر مىتوان مفهوم اين گفتهء طبرى را كه دربارهء اين بندر گفته است كه : « مرز هند پرشأن و شوكتترين مرزهاى ايران بود و مرزدار آنجا مىبايستى در خشكى با اعراب و در دريا با هنديان به مقابله و محاربه بپردازد » « 2 » درك كرد . و همچنين آنچه را كه ياقوت دربارهء آن نقل كرده و پيش از اين بدان اشاره كرديم دائر بر اينكه آنجا محل پادگان نظامى كسرى و مقر فرمانده او بوده است ، « 3 » بهتر و روشنتر ديد و همچنين اين مطلب را كه پيش از اين هم به مناسبتهاى ديگرى بدان اشاره شده است « 4 » بهتر و روشنتر ديد كه چرا براى حفظ امنيت اين بندر از طرف صحرا و همچنين حفظ امنيت راههاى زمينى كه به اين بندر منتهى مىشد در محل بصره ، يعنى مركز تقاطع راههاى مختلفى كه كاروانها از هرسو در آنها در آمدورفت بودند ، در دوران ساسانى دو پايگاه نظامى در غرب اين بندر ايجاد شده بود ، يكى در همان محل بصره كه در چهار فرسخى غرب ابلّه قرار داشت و محل تقاطع راههاى بسيارى بود كه از غرب فرات به شهرهاى شبه جزيره عربستان و سوريه و آسياى صغير مىرفت ، و ديگرى در شش ميلى غرب اين محل و در حاشيه صحرا كه به منظور جلوگيرى از تاختوتاز قبايل باديهنشين و غارت و دستبرد آنها به وجود آمده بود و در
--> ( 1 ) . در گفتار دهم از آن كتاب . ( 2 ) . « و كان فرج الهند اعظم فروج فارس شأنا و اشدّها شوكة و كان صاحبه يحارب العرب فى البرّ و الهند فى البحر » ( طبرى 1 / 2023 ) . ( 3 ) . ياقوت ، معجم البلدان 1 / 97 . ( 4 ) . تاريخ و فرهنگ ايران . . . ج 1 ص 263 و 264 .